تبليغاتX
Lilypie 1st Birthday Ticker

به به مامان
عکس پسری
بالاخره بعد از مدتها موفق شدم بنویسم این کار دیگه بعدشم مامان تازه به دوران رسیده

از اولش خود صبح  براتون می گم ساعت شش و نیم از خواب بیدار می شم اول سراغ غذای پسری می رم وبعد آب میوه براش می گیرم وسایلاشو عین فر فره حاضر می کنم  از غذا که بگم علیرضا الان فرنی بادام و پسته و حریره بادام  سوپ  پوره سیب زمینی  آب میوه موز بیسکویت مادر  ... می خوره وسایلای پسری که حاضر شد خودم حاضر می شم و ۷و ده دقیقه حرکت می کنیم علیرضا پیش عمه ج.نش و آریا می زارم بعدم ظهرا دو نیم می رم دنبالش حالا چند تا عکس از پسری می زارم

علیرضا دی جی در ۱۷۰ روزگی

وقتی پسری در مسابقات فرمول یک شرکت می کند

جون جون مادر در حال لوس شدن

با شخصیت ترین پسر دنیا


+ نوشته شده توسط شیما در سه شنبه 29 اردیبهشت1388 و ساعت 7 |
بالاخره رفتم سر کار
چه بگم از غم جدایی که نگو

چه بگم از کار م که این مدتی که نبودم متلاشی شده همه وسایلام کارای که باید انجام می  دادم بی صاحب ............

اصلا فعلافرصت سر خاروندن ندارم اما سر فرصت می گم


+ نوشته شده توسط شیما در یکشنبه 20 اردیبهشت1388 و ساعت 18 |
به به نذاشت اولین روز کارم برم سر کار
دیروز قرار بود اولین روز کار باشه اما انگار علیرضا فهمیده بود شب تب کرد و شیر نمی خورد ما هم ندید بدید تا صبح نخوابیدیم صبح بردیمش دکتر گفت هیچی نیست همین که رسیدیم خونه تب قطع شد مریضی تموم شد

بهبه فقط نخواست من برم سرکار چقدر برنامه ریزی کرده بودم .....

اما شنبه روز اول کار امید و.ارم مشکلی پیش نیاد

شنبه چند تا عکس می گذارم


+ نوشته شده توسط شیما در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 و ساعت 16 |
روزهای سختی رو می گذرونم مادر
الهی مادر فدای اون چشمای مهربونت بشه چطور بزارمت جا و برم سر کار

چند روزیه موقع شیر دادنت به چشمات خیره می شم و محکم تر از همیشه بغلت می کنم احساس دلتنگی عجیبی بهم دست می ده چکار کنم دارم دیونه می شم که ۱۰ روز دیگه باید برم سر کار لعنت به این کار

همش خودم رو دل داری می دم که من اولین مادر شاغل نیستم  که بچم رو تنها می زارم اما بازم خیلی غمگینم

خدا می دون چطور دارم روزهامو می گذرونم هرچند فکر می کنم داره به مادر بزرگش عادت می کنه اما جدایی برای من سخته ۷ ساعت نبینمش

 

دارم کم کم غذای جامد بهش می دم که بخوره اما ....

 


+ نوشته شده توسط شیما در شنبه 5 اردیبهشت1388 و ساعت 14 |