
می خوام تو این پست از خدا جونم تشکر کنم بخاطر همه زیبایی هایی که داره بهم نشون می ده ![]()
![]()
![]()
اول از همه که خیلی خیلی لذت بخشه شیر خوردن و مکیدن شیره جون که در همون حال بهبه دستت رو محکم فشار می ده و تو چشمات نگاه می کنه و یه جورایی با ت حرف می زنه بنظر این قشنگترین چیز تو زندگی
تازگی ها خنده های بی دندون پسری بد جوری دل بری می کنه دو روزه داریم تمرین داالی می کنینم اونم صبحا وقتی پنپرزش رو عوض می کنم .
دیروز یادگرفت که پاهاشو نگاه کنه انگار تازه فهمیده چزی اون پایینا تکون می خوره و براش جالبه اگه تونستم و مشکل حل شد عکسشو می زارم .
بعضی وقتیا که علیرضا مامان بزرگ ش رو می بینه و اونهم باعشق خاصی باش حرف می زنه شروع می کنه به آقو گفتن و انگار داره با مادری درد و دل می کنه منم احساس می کنم داره از من شکایت می کنه بخاطر ناشی گری هام .
یه مشگل تازه که پیش اومده کمی ذهنمو مشغول کرده به پسری تازگی ها آخر شب شیر کمکی می دیم چون فکر میب کنم کامل سیر نمی شه الان سه روزه پی پی نکرده البته دلش رو با روغن زیتون چرب کردم اما اثر نداشت و اون هم زور می زنه اگه تا فردا خوب نشه باید ببرمش دکتر
راستی اگه شما راه حلی دارید بهم بگید ![]()
از خاله عسل و سام از بردیا جون لیلی و محمد سعید و همه برای کامنت ها ممنونم