
به به بعد از اینکه وارد تولد شد و تزئینات پر زرق و برق را دید سر ذوق آمده بود و آواز می خوند .




نمی دونستم که این چیزا رو می فهمه و دوست داره الهی مامان قربونت بشه .
دیشب داشتم فکر می کردم که پارسال این وقتا بود که خدا به به رو به ما هدیه کرد وای خدا چه شورو حال و چه احساسی ناگفتنیه وقتی جواب آزمایش رو گرفتم به بابایی زنگ زدم البته این خاطره فکر کنم در اولین پست وبللاگ هست اما هر بار یاد آوریش چقدر برام شیرینه اون موقع فکر نمی کردم بچه اینه و زندگی مشترک رو اینقدر دگرگون می کنه .
خدایا پروردگارا بخاطر همه لطف هات ازت ممنونم و همیشه قدر دان آنها هستم .
