
تو این چند وقت گذشته علیرضا فرق زیادی کرده انگار هرچه بزرگتر می شه روند تغییراتش سریعتر می شه
اولین تغییری که خیلی محسوسه اینه که یاد گرفته صداش می کنی برمی گرده نگات می کنه این شده بازی من
جون جون پسرم خجالتی بودن و بغض کردن رو یاد گرفته هرچی میگم بچه خبر نگار که خجالتی نمی شه حالیش نمی شه بعضی از غریبه ها رو که می بینه لب و لوچه شو بالا می اندازه و شروع می کنه به غر زدن
تازگی دیگه مدت بیشتری رو شکمش می مونه و تلاش می کنه گامبوله بره به رنگها نقاشی ها و تصاویر و لباس شاد هم عکس العمل نشون می ده
می خوامن برم براش کتاب قصه بخرم اما وقت نمی کنم .
وای امان از این سفت شدن و شل شدن چند روزه شل شده و شکمش روان کار می کنه نمی دونم چکار ش کنم
خلاصه پسری آنقدر شیرین شده که واقعا قند و عسله ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
می