
پسری که علاقه زیادی به پرواز کردن راه رفتن و حرکت و جنب و جوش داره بعد از اینکه گذاشتمنش تو رو روکش او یکم دنده عقب بعد رو به جلو با سرعت با لا حرکت کرد اونقدر ذوق شده بودیم که نگو![]()
نزدیک یک کیلو قند تو دل من و بابایی آب شد
این روزا سعی می کنم بیشتر ببرمش پایین پیش مادر بزرگش تا بهش مانوس بشه آخه ۱۶ اردیبهشت باید برم سر کار ![]()
نمی دونم چطور با این مسئله کنار بیام ![]()
برای اولین با که گذاشتمش یک گریه زاری انداخته بود راه تا من رو دید ساکت شد مامان می گه از بوت می شناستت من که هر روز حموم می رم![]()
نمی دونم چکار کنم اگه راه حلی به نظرتون می رسه بهم بگید