به به نذاشت اولین روز کارم برم سر کار
دیروز قرار بود اولین روز کار باشه اما انگار علیرضا فهمیده بود شب تب کرد و شیر نمی خورد ما هم ندید بدید تا صبح نخوابیدیم صبح بردیمش دکتر گفت هیچی نیست همین که رسیدیم خونه تب قطع شد مریضی تموم شد
بهبه فقط نخواست من برم سرکار چقدر برنامه ریزی کرده بودم .....
اما شنبه روز اول کار امید و.ارم مشکلی پیش نیاد
شنبه چند تا عکس می گذارم
+ نوشته شده توسط شیما در پنجشنبه 17 اردیبهشت1388 و ساعت 16 |